22- بی احساس
باورکردنی نیست که زبون ما آدمها چقدر مشترکه. جایی که کار میکنم میشه گفت یه سمبلی از جهان همه جور ملیتی توش هست،
سوریه ایی،هندی،سریلانکایی،ایتالیایی،ایرلندی،لهستانی،انگلیسی،مصری،روس و ایرانی و آلمانی. ولی جالبه که وقتی ما دور هم جمع میشیم که بندرت اتفاق میفته، یک حس جالب و صمیمی و مشترک وجود داره بینمون. آدم خنده اش میگیره از دعواها وبکش بکشای که صاحبان قدرت باهم میکنن وقتی که مردم عادی باهم هیچ مشکلی ندارن. خوبیهای هم رو قدر میدونن و در کار هم دخالت نمیکنن. البته آدمهای کمرنگ(که دنبال فضولی در کار دیگرانن)همه جا پیدا میشه اما باور کنید یه چیزی توی این مدت بهم ثابت شده:
۱- درصد نامردی و نارو زدنشون خیلی خیلی کمه
۲- اعتقاد ندارند که دروغ گناه کبیره است! اما دروغ نمیگن! نمیگن!نمیگن!
دیشب همه بعد از کار جمع شده بودیم دور هم برای رفتن یک دوست مالدیوی که با شوهر ایتالیایی اش عازم ایتالیا شد. باورتون نمیشه دلم همچین گرفته که انگار دوست دوران دبیرستانم رو از دست دادم و جالبه اینی که میگن "غربی ها احساس ندارن"مزخرفی بیش نیست. بیا و ببین چه دپی زدن همه!
هرجا هست خدایش بسلامت دارد
هم اونو و هم همه دوستای دوران دبیرستان رو که فقط به زحمت از سه تاشون خبر دارم!![]()






